فرو افتادگان در گرداب آفاق...
فرو افتادگان در گرداب آفاق...
در دنيايي كه درآن مردمان به دنيال دست يابي به آزادي و دمكراسي هرچه بهتر هستند و ديگر جايي براي مباحث قوميتي و نژاد پرستي و تجزيه طلبي نيست ، د راينجا عده اي كماكان به دنبال اهداف پوچ خود هستند بي آنكه نگاهي به راه در پيش رو خود داشته باشند!شرمسار از بازگويي اين حقيقت كه در منطقه شبستر (روستاي نظرلو) باز عده ي همچنان كج رو ، اقداماتي پوچ داشته اند!اقداماتي همچون پخش سي دي هاي تبليغاتي و غيره در صدد باز يابي خود هستند!با آگاهي ازاين نكته كه پرداختن به اين موضوع موجب بزرگنمايي ان مي شود ولي با اين حال نپرداختن به ان نيز شايد غفلت قلمداد شود!فقط به چند نكته اشاره مي شود تا شايد موجب بيداري آن عده خفته در مرداب باشد!
-تاكيد بر جدايي و استقلال آذر بايجان! الارغم توجيه عده اي بر اينكه بدنبال هويت طلبي آذر ي هستند نه تجزيه طلبي ولي با نمايش پرچم آذربايجان و تاكيد آنان بر استقلال و جدايي جاي تامل دارد!
-استناد به اسناد و گفته هاي عده اي وا پس مانده در لجن زار تفكرات همچون خود عقب مانده! همه مي دانيم در هر عصري عده اي افراطي وجود دارد كه بي مهابا دست به سخن پراكني(لجن پراكني ) مي زنند!عده اي كه اكنون نيز مي توان نمونه يافت! استفاده از سخنان اين افراد براي تحريك عوام ، كاريست منسوخ!نكته جالب تر استفاده از يك آخوند 2سنتي بظاهر روشنفكر است!
-سواستفاده تبليغاتي ا صحنه هاي اعتراضات مردم آذربايجان در جريان روزنامه ايران! بيداران واقعي آن زمان كه پي به نيات گروهي پان ...!بردند و راه اعتراض خود را از آنان جدا كردند! و نتيجه ان همين است كه اكنون شاهديم!(محدود شدن فعاليت هاي اين گروه در چند روستا )
-استفاده از نام قهرمانان ملي آذربايجان! اين افراد بي انكه كمترين آگاهي از تاريخ داشته باشند، ستارخان ،باقرخان ،پيشوري و .. را فعال استقلال طلب عنوان مي كنند! قهرمانان ملي آذربايجان همواره سعي در يكپارچگي و دفاع از ايران بوده اند نه فقط آذربايجان!
-تناقض در گفتار!
1- تاكيد بر استقلال در مقابل تاكيد بر تعدّد قوميت ها در ايران!!!
2-نا آشنا بودن با معناي كشور و حكومت!در يك كشور بايستي يك حكومت و يك مجموعه منسجم تصميم گيرنده وجود داشته باشد!نه انكه هر قومي براي خود مستقل تصميم گيري كند!
3-تفاوت قائل نشدن بين اصول و اجرا!آنان با اشاره به برخي اصل هاي قانون اساسي ، بجاي انتقاد از نحوه اجرا قانون، خود قانون را زير سوال مي برند!
امّا در اين ميان برخي گفته هاي حق نيز وجود دارد!براي مثال عدم توجه به مردم آذربايجان از سوي حاكمان امريست آشكار!حال اينكه دليل اصلي اين امر چيست !؟جاي تامل و تفكر دارد.امّا بي توجهي به نقش آذربايجان در كشور امري توجيه ناپذير است!همه مي دانيم كه تبريز و آذربايجان پل ارتباطي اروپا با ايران آسياست!ولي متاسفانه در تقسيم طرح و بودجه كم لطفي مي شود!اينكه چاره چيست را بايد از مسئولان و نمايندگان ظاهري مردم پرسيد.امبآ باز ما ايراني هستيم و ايراني خواهيم ماند و ميبايد بدان را زبد دست كوته كنيم/روان سوي روشني ره كنيم...