"عاشيق " يا مطرب!؟

يكي از زيبايي هاي ايران زمين وجود انواع فرهنگ ها در آن است.فرهنگ هايي كه هر يك به تنهايي داراي ارزش جهاني هستند.
آذربايجان ايران نيز يكي از مهم ترين ركن هاي فرهنگي كشور محسوب مي شود كه نيازي به بازگويي اوصاف آن نيست.امّا اين فرهنگ نيز همانند اكثر فرهنگ هاي كشور مورد كم لطفي هاي بسياري قرار گرفته است!بطوريكه كمتر نشانه اي از اين فرهنگ باقي مانده!اگر شخص يا گروهي هم در صدد احقاق حق آذري زبان ها برآيد بلافاصله تهمت تجزيه طلبي به وي مي زنند!
در آذربايجان ، موسيقي جزئي از فرهنگ زنده مردم محسوب مي شود. در اين ميان موسيقي مردمي شناخته شده ي «عاشيق لَر»(عاشق ها) که با سرشت بومي مردم آذربايجان آميخته است، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. پيشنيه اين موسيقي کم و بيش روشن است و امروزه نيز در برگزاري مراسم و آيين هاي سنتي نقشي فراموش ناشدني دارد.
"عاشيق ها" كه اكثراٌ هنرمنداني هستند که از ميان مردم برخاسته اند و با هنر اصيل و نواي دلنشين ساز خود همراه با ترانه هاي دلپذير و متناسب با شرايط مراسم، در مجالس عروسي و قهره خانه ها به خواندن ترانه هاي بومي با چيره دستي به نواختن ساز مي پردازند و شورانگيزترين گونه هاي " هاوا" را برگزار مي کنند .
در آذربايجان کمتر دهکده اي را مي توان يافت که جشن ها و عروسي هايشان بدون عاشق برگزار شود(البته در چند سال اخير و با نفوذ ماهوارهخ در ميان خانواده ها، بعضاٌ از گروه هاي اركتر استفاده مي شود ولي در كل استقبال از"عاشيق ها" در روستا ها زياد است). حتي در مناطقي که عاشق نيست، فرسنگ ها راه پيموده مي شود تا عاشقي به جشن دعوت شود و مجلس را با سخنان حکمت آموز، ترانه ها و منظومه هاي دلنشين خود گرمي و شور بخشد.
همانطور كه پيش تر نيز عنوان شد، كم لطفي هاي بسياري به فرهنگ اذربايجان شده است!موسيقي "عاشيق ها" نيز از اين قاعده جدا نيست، در طي سال ها هيچ نمايشي از اين موسيقي در رسانه ملي(!)وجود نداشته!زماني هم كه شبكه استاني راه اندازي شد،هر از گاهي صدايي از "عاشيق ها " پخش مي شد!بدون نمايش ساز و نوازنده!!!(لابد به علت وجود آثار آلت لهب و لعب !!!اين امر موجب آن شده كه در چند وقت اخير اكثر هنرمندان اين موسيقي براي اجرا برنامه هاي تلويزيوني به كشور دوست (!!) و همسايه "آذربايجان"بروند!مردمان آذري زبان ايران نيز براي ديدن برنامه هاي هنرمندان خود مجبورند پاي برنامه هاي كشور بيگانه بنشينند!كشور آذربايجان نيز از اين فرصت استفاده كرده و فرهنگ نداشته ي خود را در ميان بينندگان ايراني تبليغ مي كند!آيا فاجعه بيش از اين هم وجود دارد!?
از عاشیقهای قدیمی و بنام آذربایجان مي توان به : عاشیق علی عسگر- عاشيق يداله -درویش قربانی - عاشیق آلی - عاشیق فرهاد - عاشیق درویش اشاره كرد.
پ/ن:
دوستي عنوان مي كرد كه در زمان آن طاغوت(!) يكي از هنرمندان كشور آذربايجان در يكي از برنامه هاي فرهنگي تهران حضور داشته، در آن برنامه عاشيق هاي آذري به اجراي برنامه پرداخته بودند در پايان برنامه،آن هنرمند كشور اذربايجان با چشم هايي اشك آلود روبه عاشيق ها آذري ايراني مي گويد:"خوش بحالتان كه در به راحتي در كشورتان برنامه اجرا مي كنيد"!!!
ولي اكنون اين ماجرا بر عكس شده!!