بغض هاي پنهان

ابتداً از تمامي دوستان و همراهان عزيز بابت تاخير (بدليل مشغله هاي دانشگاهي نويسندگان وبلاگ در شهريور ماه)عذر خواسته و از ابراز لطف هاي آنان در اين مدت  نهايت تشكر و قدرداني را داريم!

چندي پيش بار ديگر اتفاقي ناخوشايند در ورزشگاه يادگار امام تبريز رخ داد كه همه را انگشت به دهان گذاشت!بسياري از دوستان از چندوچون اين اتفاق چيزهايي شنيده اند كه شايد كمي با واقعيت و حقيقت ماجرا تفاوت داشته باشد!امّا آنچه كه  مسلم است برخي بي درايتي ها علت اصلي اين اتفاق بود!هر انسان عاقلي پس از حوادث بازي پرسپوليس و تراكتور(تراختور)سازي مي دانست كه رويارويي دوباره هوادران اين دو تيم اتفاقات ناخوشايند بدتري را در پي خواهد داشت!بخصوص اينكه برخي گروه ها و شبكه ها تبليغات گسترده اي را از چندي پيش به طروق  هاي مختلف  شروع كرده بودند! مسئولان مي بايستي در اين مدت با آگاه سازي و برخي شفاف سازي ها افكار عمومي را در اختيار خود مي گرفتند و مانع نفوذ و تاثير تبليغات هاي افراطيون(!) ميشدند!

البته در اين ميان تيم تهراني هم بي تقصير نبود!چرا كه اگر افرادي همچون دايي ، باقري و كاشاني صحه صدر بيشتري به خرج ميدادند و از هواداران پر شور آذري بابت اتفاقات ورزشگاه آزادي پوزش مي خواستند و با انجام برخي كارها در صدد بدست اوردن دل آنان بر مي آمدند ،شايد مرحمي بر زخم اين هواداران ميشد! اللخصوص علي دايي كه آذري زبان ها تعصب ويژه اي به وي  دارند!ولي اين عزيز با رفتار هاي خود موجب ناراحتي آذري زبان ها شده است!ما نيز  "هنوز در حالت اغما و سردرگمي به سر ميبريم. هنوز هر روز بارها آن كنفرانس خبري وحشتناك را مورد تحليل قرار ميدهيم و هر بار بيشتر به عمق ضعف و ترس در مصاحبه ي يك طرفه ي آقاي شهريار خان پي ميبريم.خيلي چيزها هنوز برايمان غير قابل هضم هست. كه فكر ميكنم بايد در درك آنها دست به دامن تحليل گران حرفه اي چون دكتر مهندس آقاي نود و تمامي وزراء كاخ فدراسيون فوتبال ايران شويم.يك ضرب المثل معروف: "ميخوام سر به تن اون فوتبال نباشه كه به خاطر فقط و فقط حرفه اي بودنش، شان و حرمت زادگاه و زبان و عرق و بودنت رو بذاري زير پا و هر كاري كه دوست داري بكني و بگي من حرفه ايم.واي كه اگر اين "حرفه اي" زبان داشت، چه پرده هايي كه از چهره ي بعضي ها بر نمي داشت و چه افشاگريها كه ...!ما نيز همچون همگان به عشق فوتبال و فقط تماشاي آن، تماشاي بازيهاي سوگولي هايمان، باقري ها و دائي ها، مدرسه ها نرفتيم،دانشگاه ها نرفتيم، تنبيه ها شديم، فحشها شنيديم، سفرها رفتيم، مردودها شديم، فرصت ها از دست داديم، با رنگ عوض كردن پيراهن و جابه جائي بازيكنان و مربيان خوشحال و ناراحت شديم، با انتصاب هر فردي، سرمربي تيم ملي،سرمربي تيم محبوبمان، رئيس فدراسيون، استرس ها كشيديم و مهم تر از همه هيچ پولي دريافت نكرديم و خسته هم نشديم.پس ما بيشتر حرفه اي هستيم.ما نيز خوب مي دانيم كه هموطنان پايتخت نشين در صورت نتيجه نگرفتن جناب دايي و پرسپوليس در بازي بعد چه الفاظ و شعارهايي در سر داشتند تا نثار وي  و كسي كه او را به اين تيم آورد بكنند!ما خوب ميدانيم كه در دوران بازيگري جناب دايي چه الفاظ زيبايي نثار او  و خانواده اش ميشد، ولي دندان روي جگر گذاشتيم! ما يادمان است كه پس از باخت تيم ملي در مقابل عربستان در حضور رياست محترم جمهوري، چه الطافي به دايي و خانواده اش شد، ولي باز هم دندان روي جگر گذاشتيم و باز هم كسي نبود كه به داد اسطوره برسد!با همه ي اين اوصاف بعنوان هم زبان، تنها حامي بدون تريبون او بوديم و همواره حق را در دل به او دايدم.
قرار بود طوري دائي و باقري در يادگار امام تشويق شوند كه در هيچ برهه اي از زمان،چنين چيزي نديده باشند!هميشه بر اين امر پافشاري داشتيم كه"دائي و باقيري توهلرين ايفتيخاري"ولي حيف حيف ... (برداشتي از گلايه يك آذري زبان از دايي)

اميد است كه با كسب تجربه از اين اتفاقات از هم اكنون دست بكار شده و مانع تكرار چنين رويدادهايي شويم... !