علی محمد شیرازی در روز اول محرم 1235هجری در شهر شیراز متولد شد،پدرش سید محمد بزاز و مادرش فاطمه نام داشت. چند سالی به مکتب رفت و علوم ابتدایی متداول را نزد ملائی شیخی مذهب به نام شیخ محمد عابد آموخت.

وی به همراه دائیش در بوشهر به تجارت پرداخت اما به قدری در ساعات گرم روز در روی پشت بام رو به خورشید می ایستاد و با آن سخن می گفت که مردم او را خورشید پرست دانستند.

علی محمد از همان دوران دچار مشکلات دماغی شد که سرانجام به جنون ادواریش انجامید و این جنون وی را به ادعاهای مختلفی وادار کرد که سرانجام در تاریخ28شعبان 1266ه.ق به اعدام او منجر شد.

 

  • فهرست بلندبالای ادعاهای علی محمد شیرازی

1-بابیت و نیابت خاص امام زمان (عج)

2-ادعای باب ا... بودن!

3-ادعای امامت،مهدویت،قائمیت و موعود بودن!!

4-ادعای نبوت شامل:بعثت، وحی، تاسیس مذهب، آوردن کتاب، شارعیت!!

5-خدا قابل دیدن است!!!

 

  • جنون علی محمد شیرازی

در همین ابتدای بحث لازم است مطلبی در مورد علی محمد شیرازی روشن شود:

هنوز بر این باور قطع پیدا نشده که وی مانند حسینعلی نوری فردی کاملا خودفروخته و گوش به فرمان تزار بوده بلکه بیشتر او را دیوانه ی ادواری یافته که به دلیل افزایش تدریجی جنون، هراز چندی ادعائی جدید می اورد و مقامی بالاتر برای خود قائل میشد.

از کتب مسلمانان هم بگذریم در تواریخ این فرقه نیز کلمه ی جنون و واژه های هم معنی آن در مورد وی به کار رفته است و به شهادت علمای بزرگی بر دیوانگی وی اعتراف گردیده، حتی گاهی متن نوشته های آنان نیز آمده است، آن هم علماء و مجتدینی که خود حضرات هم به علم و فضل ایشان معترفند، مانند نامه ی امام جمعه ی اصفهان به منوچهرخان معتمدالدوله حاکم اصفهان:

 «یقین کرده ام که مجنون و دیوانه است، من فتوای به قتل نمیدهم ولی به دیوانگی او اقرار می کنم.»

پزشکان انگلیسی نیز جنون و خبط دماغ باب را تایید کردند.

مطلب دیگر اینکه ناگفته پیداست که ابرقدرتی چون امپراطوری روسیه هرگز نمیتواند بر روی یک مجنون سرمایه گذاری کند، اما این بدان معنا نیست که وقتی غوغایی برخاست و آبی گل آلود شد، این دولت استعماری وارد معرکه نشود و از موقعیت سوءاستفاده نکند، پس از آن جا که به هر حال اغازگر این انحراف و فتنه علی محمد شیرازی است و تزار روسیه نیز خواهان بهره برداری از وضعیت شکننده ی یه وجود آمده در ایران است، باید به شکلی این حرکت را به سمت و سوی دلخواه هدایت و برای دریافت آن برنامه ریزی کرد.

بدیهی است که چنین امر خطیری به عنصری کاملا مورد اعتماد و کارورزیده، علی الخصوص در ایجاد فتنه و مدیریت بحران نیاز دارد تا علاوه بر هدایت اوضاع و برنامه ریزی فتنه ها، بتواند شبکه ی اطلاعاتی عملیاتی قدرتمندی که شاید تا آن زمان نظیرش در ایران کمتر دیده شده و یا حتی دیده نشده باد به وجود آورد، نه فردی که با خوردن یک سیلی به منبر برود و تمام حرف هایش را پس بگیرد!

این جا بود که حسنعلی نوری برای چنین ماموریت عظیمی انتخاب شد که البته به خوبی از عهده ی این مهم برآمد و الحق خدمتی کم نظیر در طول قرون و اعصار به خدایگان خویش:امپراطوری روسیه! انجام داد که اگر حادثه ی ترور ناصرالدین شاه هم با موفقیت به اتمام می رسید شاید در طول تاریخ ایران بی نظیر بود و برای کشور عزیزمان سرنوشت بسیار شومی رقم زده میشد!

 

  • بررسی ارتباط شوم بنیان گذاران گروهک ضاله ی بهائیت با امپراطوری روسیه تزاری

در این بخش به بررسی ارتباط سیاه سردمداران منحرف حزب بابی بهایی با امپراطوری سلطه گر تزار میپردازیم و خواهیم دید که خودفروختگی این حزب به آن دولت استعماری در بالاترین حدممکن ثابت میشود و مدارک این ننگ دهها برابر بیش از مقدار مورد نیاز برای اثبات نزد هر قاضی و در هر محکمه ای است!!

در سال 1364ه.ق برای جلوگیری از شیوع فتنه ی فرقه ی ضاله بابیت در میان عامه ی مردم و مهار اعضای آن، حکومت مرکزی دستور حبس شدید و بدون تماس با خارج «علی محمد شیرازی» -بنیان گذار فرقه- را در قلعه ی ماکو و پس از چندی در قلعه ی چهریق صادر کرد، اما دست های پیدا و پنهان هرگز نگذاشتند که ارتیاط وی با مریدانش قطع شود و حتی فتنه های بزرگی توسط آنان برای آزادی «منشاء انحراف» به وقوع پیوست.

البت دستور اعدام سردمدار انحراف یعنی علی محمد شیرازی را امیرکبیر صادر کرده ور در 28 شعبان 1266ه.ق به انجام رساند.

ناگفته نماند که بازماندگان زخم خورده این حزب استعماری، به همراه اربابان قدرتمند خودکمر به قتل امیرکبیر و ناصرالدین شاه بستند و سعی در تغییر حکومت داشتند که چون ترور شاه نافرجام ماند، تیرشان به سنگ خورد.

 

در این مختصر سعی داریم نمونه های اندکی از حمایت های شرم آور و شوم دولت استعماری روسیه تزاری از سران این حزب ننگین آن هم از کتاب هایی که توسط نویسندگان همین گروهک های بهائی نوشته شده و به وسیله ی انتشارات خودشان به چاپ رسیده نشان دهیم.

این بررسی یا در واقع نمایش در دو پرده مطرح می شود:

 

پرده ی اول:

                علی محمد شیرازی پایه گذار حزب ضاله بابیت

 

پرده ی دوم:

                حسینعلی نوری-بهاا...- بنیان گذار حزب شنیعه ی بهائیت

با ما همراه باشید...

 

 

پشت مه خانه ی خداست، خدا خانه نیست

به دنبال تو آمده