تبليغاتX
:::.. نادارلی اولکسی ..:::
 
جمعه ششم آبان 1390 :: 20:50

ابتدا بابت غیبت چندین باره، معذرت خواسته و امید است دیگر تکرار نشود!در این چند وقت اخیر اتفاقات زیادی افتاده که هر یک جای تجزیه وتحلیل فراوانی دارد!روستای نظرلو نیز از این اتفاقات دور نبوده و نخواهد بود!از بلاتکلیفی شهرداری گرفته تا راه اندازی اولین دستگاه خودپرداز و ارتباط ماهواره بانکی(ATM) در روستاهاي شهرستان شبستر  در نظرلو!

اما گذشته از اين مباحث كلان(!) مهم ترين بحث چند وقت اخير اين منطقه،بحث جمع آوري ماهواره هاست!

شهر نظرلو(!) همچون سایر مناطق کشور دارای مردمانی کنجکاو و سیاست پرست می باشد!این مردم همواره سعی در آگاه جلوه دادن خود و دخالت و یحث در هر موضوعی هستند!بطوریکه مهم ترین رویدادهای جهانی مورد بحث و تجزیه و تحلیل تمامی اقشار مردم قرار می گیرد!از دانش اموزان و معلمان در مدرسه گرفته تا نانوایی و محافل پیرمردها...!

آنچه مسلم است دسترسی این مردم به رسانه های مختلف می باشد زیرا که فقط از طریق رسانه ملی(!!!) نمی توان این همه اطلاعات کسب کرد و ان را مورد تحلیل قرار داد!یکی از این رسانه ها که اغلب مردم شهر(!)نظرلو از آن برخوردارند ماهواره است!تا کمتر خانه ای را می توان یافت که دیش ماهواره در دیده نشود!از پیران گرفته تا جوانان و حزب الهی و ضد انقلاب و پان ترک ها و... !البته این امر فقط در اینجا جاری نیست بلکه در همه جای کشور اسلامی قابل رویت است!

این آلت تهاجم(!؟)فرهنگی بارها از سوی مقامات مورد نکوهش قرار گرفته و هر از گاهی اقداماتی نیز در این زمینه صورت گرفته ولی باتوجه به کثرت آن ، این اقدامات تاثیر چندانی نداشته!ولی در چند وقت اخیر این موضوع بار دیگر به جریان افتاده و در چند نقطه برخورد هایی صورت گرفته!انچه این اقدام جدید را کمی متقاوت تر کرده شایعه سازی های زیاد خود مردم است!هر روز اخباری جدیدی را از خود منتشر می کنند!تا جایی که عده ای مجبور به جمع آوری موقت تشکیلات خود کرده اند!چیزی که شاید هدف نهایی عده ای باشد! شایعات در این امر بسیار است ! از ردیابی الکترونیکی گرفته تا عکس هوایی!!!البته در مملکت اسلامی ما ، تمامی این اقدامات محتمل است ولی مسلماْ حکومت به حد کافی دغدغه دارد که به فکر جمع آوری آلت سرگرمی عوام باشد!اگر هم اقدامی انجام میدهد هدف سرگرمتر کردن بیشتر انان است!



شنبه چهاردهم خرداد 1390 :: 21:53

شوق ازدواج،شور زندگي

ازدواج كردن و تشكيل خانواده آرزو و هدف اصلي زندگي اكثر دختران است همانطور كه كاروازدواج براي پسران هدف زندگيست!از آنجايي كه در زمان هاي گذشته بدليل كثرت دختران و ناكام ماندن تعداد زيادي از انها در رسيدن به هدف خود،چنديست كه خود دست به كار شده و درصدد رسيدن به هدف خود تلاش ميكنند!اين امر جاي بسي خوشنوديست كه دختران ما حس اميد به زندگي و مسئوليت پذيري را بخوبي تمرين ميكنند!امّا آنچه كه مهم است ميزان آگاهي  آنان از مسائل و مشكلات زندگيست!

در زمان هاي نه چندان دورخانواده ها و دختران حداقل تا قبل از پايان دوره متوسطه(20سالگي)  رقبتي براي از ازدواج نداشتند و اگر هم استثنايي مي بود بايستي شخص مورد نظر فرد شرايط كامل مي بود!نكته مهم ديگر در اين ميان حجب و حياي موجود در نزد خانواده ها بود،حجب و حيايي كه همواره خط قرمزي بر خواسته و احساسات!حال اينكه اين امر تا چه حد صحيح بود موضوعي قابل بحث است .

اكنون باتوجه به تغييروتحولات رخ داده در شرايط جامعه دختران از سنين پايينتر تمايل و اشتياق خود را براي ازدواج نشان ميدهند!در حالت خوش بينانه اين امر در مقطع راهنمايي قابل رويت است!كمتر دختري را ميتوان در اين مقطع يافت كه نظري در رابطه با اين امر نداشته باشد!حال اينكه  مخالف باشد يا موافق!به هرحال مسئله اي است كه به آن فكر كرده چرا كه محيط  درباره آن بحث ميكند!زماني كه نداشتن موبايل و دوست پسر مايه ننگ و نشانه ضعف وعقب افتادگي ست ديگر چه انتظاري ست!؟همانند بسياري از مسائل متاسفانه ما ايراني ها فرهنگ استفاده از ابزار و موقعيت ها را بلد نيستيم و اگر هم بلد باشيم تمايلي به استفاده از آن نداريم!

ولي ان روي اين بحث پسران مي باشند!در پسران نيز همانند دختران رفتارهاي غير عقلاني و به ور از تفكر جاريست!اينكه در اين ميان اشكال در كجاي كار است ، موضوعي جامعه شناختي و روانشناسي است!اينكه كمبود محبت در خانواد ه موجب ايجاد اين خواسته معقول مي شود ، جاي بحث گسترده اي دارد و درحوصله اين بحث نمي گنجد!

امّا در روستاي خودمان (نظرلو-نادارلي)اين امر يكي از معضلات و مشكلات اصلي خانواده هاست!اكثر پسران حداكثر پس از پايان دوره راهنمايي بدنبال شغل و كسب درآمد راهي شهرستان(اكثر تهران) ميشوند ودختران وخانواده هاي آنان نيز بدون در نظر گرفتن شرايط ،از سن 12-13 سالگي بدنبال ازدواج هستند و ديگر اشتياقي به ادامه تحصيل نيست!امري كه در چند سال اخير موجب بسته شدن مدرسه ها شده!

كاهش سن ازدواج امريست مبارك ولي به چه قيمت!؟

ازدواج دختر 13ساله با پسر 18 ساله تا چه حد مي تواند قابل قبول باشد!؟اكثر اين ازدواج ها پس از گذشت مدتي منجر به اختلاف و طلاق مي شود!همراه با يك قدم نورسيده!!!دليل اين امر نيز روشن است!هردو در انتخاب هاي خود دچار ترديد شده اند!!اين است سوال اكثر آنا:"آيا اين بهترين گزينه من بود!؟"



جمعه پنجم فروردین 1390 :: 18:47

فرو افتادگان در گرداب آفاق...

در دنيايي كه درآن مردمان به دنيال دست يابي به آزادي و دمكراسي هرچه بهتر هستند و ديگر جايي براي مباحث قوميتي و نژاد پرستي  و تجزيه طلبي نيست ، د راينجا عده اي كماكان به دنبال اهداف پوچ خود هستند بي آنكه نگاهي به راه در پيش رو خود داشته باشند!شرمسار از بازگويي اين حقيقت كه در منطقه شبستر (روستاي نظرلو) باز عده ي همچنان كج رو ، اقداماتي  پوچ داشته اند!اقداماتي همچون پخش سي دي هاي تبليغاتي و غيره در صدد باز يابي خود هستند!با آگاهي ازاين نكته كه پرداختن به اين موضوع موجب بزرگنمايي ان مي شود ولي با اين حال نپرداختن به ان نيز شايد غفلت قلمداد شود!فقط به چند نكته اشاره مي شود تا شايد موجب بيداري آن عده خفته در مرداب باشد!

-تاكيد بر جدايي و استقلال آذر بايجان! الارغم توجيه عده اي بر اينكه بدنبال هويت طلبي آذر ي هستند نه تجزيه طلبي ولي با نمايش پرچم آذربايجان و تاكيد آنان بر استقلال و جدايي جاي تامل دارد!

-استناد به اسناد و گفته هاي عده اي وا پس مانده در لجن زار تفكرات همچون خود عقب مانده! همه مي دانيم در هر عصري عده اي افراطي وجود دارد كه بي مهابا دست به سخن پراكني(لجن پراكني ) مي زنند!عده اي كه اكنون نيز مي توان نمونه يافت! استفاده از سخنان اين افراد براي تحريك عوام ، كاريست منسوخ!نكته جالب تر استفاده از يك آخوند 2سنتي بظاهر روشنفكر است!

-سواستفاده تبليغاتي ا صحنه هاي اعتراضات مردم آذربايجان در جريان روزنامه ايران! بيداران واقعي آن زمان كه پي به نيات گروهي پان ...!بردند و راه اعتراض خود را از آنان جدا كردند! و نتيجه ان همين است كه اكنون  شاهديم!(محدود شدن فعاليت هاي اين گروه در چند روستا )

-استفاده از نام قهرمانان ملي آذربايجان! اين افراد  بي انكه كمترين آگاهي از تاريخ داشته باشند، ستارخان ،باقرخان ،پيشوري و .. را فعال استقلال طلب عنوان مي كنند! قهرمانان ملي آذربايجان همواره سعي در يكپارچگي  و دفاع از ايران بوده اند نه فقط آذربايجان!

-تناقض در گفتار!

1- تاكيد بر استقلال در مقابل تاكيد بر تعدّد قوميت ها در ايران!!!

2-نا آشنا بودن با معناي كشور و حكومت!در يك كشور بايستي يك حكومت و يك مجموعه منسجم تصميم گيرنده وجود داشته باشد!نه انكه هر قومي براي خود مستقل تصميم گيري كند!

3-تفاوت قائل نشدن بين اصول و اجرا!آنان با اشاره به برخي اصل هاي قانون اساسي ، بجاي انتقاد از نحوه اجرا قانون، خود قانون را زير سوال مي برند!

امّا در اين ميان برخي گفته هاي حق نيز وجود دارد!براي مثال عدم توجه به مردم آذربايجان از سوي حاكمان امريست آشكار!حال اينكه دليل اصلي اين امر چيست !؟جاي تامل و تفكر دارد.امّا بي توجهي به نقش آذربايجان در كشور امري توجيه ناپذير است!همه مي دانيم كه تبريز و آذربايجان پل ارتباطي اروپا با ايران آسياست!ولي متاسفانه در تقسيم طرح و بودجه كم لطفي مي شود!اينكه چاره چيست را بايد از مسئولان و نمايندگان ظاهري مردم پرسيد.امبآ باز ما ايراني هستيم و ايراني خواهيم ماند و ميبايد بدان را زبد دست كوته كنيم/روان سوي روشني ره كنيم...



پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 :: 20:51
درباره سایت

امید است این قلم نوشت ها پاسخی کوبنده چون تموج افعی باشد بر افکار پوچ گرایانه ی جدایی طلبانی که پشت به پرچم مقدس و پر افتخار و همیشه بر افراشته جمهوری اسلامی ایران کرده اند و قصد جدایی از خاک پاک ایران همیشه جاویدان را دارند.
و خواهان این هستیم که فریاد انسان دوستیمان از بلندای تاریخ و از پایتخت این کهن بوم و بر به گوش تمامی هموطنان و همزبانان بهتر از گلمان برسد.
پيوندها